در این اندیشهام
که اگر صدای زمینی و زمانیام
به بابا آدم و ننه حوا برسد
دست مریزادی به آنان خواهم گفت،
چرا که وسوسهی ابلیس
اندک بهانهای بود
برای دلهای تهی از عشقشان.
و خدا نیز میدانست
که تجربهی عشق و دلدادگی، در مقام وصل
پنداری بیش نیست.
و این نخستین بار بود
که بیدلی در هجران معنا گرفت،
و این نخستین بار بود
که خداوند بر خویشتن آفرین گفت.
بیچاره ابلیس
که بر این مفهوم پیشانی نسود
و در آتش حماقت خود
تا ابد
خواهد سوخت.
احمد درفشی
شعر با عشق ومفاهیم پیرامون آن (وصل - پندار- هجران - دل - ...)
به خوبی بازی کرده است هرچند شاعر غرض خود را پنهان کرده ولی در عریانی شعر تناقض مفاهیم مشاهده می شود.
عالی بود باتشکر