چشامو می بندم ،یه خاطره در می زنه
صدای نفس نفس، قلبمو از جا میکَنه
قلب من تو دست اون ، تموم هیکلم عرق
واسه آروم شدنم کتابو می زنم ورق
دستاشو از جلو دستام میکشه با دلهره
مبادا یواشکی دستی به دستی بخوره !
چشاشو میگیره از من،زیر لب یواش می خنده
سر می گردونه و با ناز، اونارو یواش می بنده
توی این تقویم ساده ، چه روزی روز منه؟
چشامو وا کنم از خواب ببینم زنگ می زنه
فیلم گوشه ی کتاب ، یه تیر توی قلب منه
برق های روی لباش ، دکمه تکرار می زنه
می دونه زخمی شدم، این پا و اون پا می کنه
با همین سادگیاش مشت منو وا می کنه
سرخی صورت من با این صدای دو رگه
میگه رسوا شده دل، هرچی میخاد بگه بگه.
واسه ی ضربه ی آخر با همون موی پریشون
می آره دستاشو نزدیک تا دم دستای لرزون
می گیره کتابو از ته ، قلب من وایساده انگار
اما اون چشای وحشی میگه انگار که نه انگار
می دونم عزیز من، دنیا همش نوبتیه
بزار از خواب بپرم ، می بینی نوبت کیه!
تشکر