باید که شیوه سخنم را عوض کنم یا طرز راه رفتنم را عوض کنُُّم این جا همه معلم و آماده شکار باید که رنگ بودنم را عوض کنم یا مثل بچه ها به هنگام امتحان من شیوه های دیدنم را عوض کنم من هم معلمم اما نه به اندازه شما گفتم کمی دهنم را عوض کنم این جامه ریا به تن ما گشاده بود گفتم که رنگ پیرهنم را عوض کنم امروز دوپیرهن ُُه کادو گرفته ام ولی وقتی نبود که پیرهنم را عوض کنم (یک دست جام باده ویک دست زلف یار حالا چگونه پیرهنم را عوض کنم !) ناصر فیض با یک کپی طرح سهبار اول شدم ولی باید که طرح کهنم راعوض کنم عمری شدم منتظر وام بلا عوض آخر چگونه این لگنم راعوض کنم قول سفر به خانه دادم وسر شد زمانه اش مجبور گشته ام کفنم راعوض کنم شاید کفن ببیندو رحمم کند عیال ورنه برادران زنم را عوض کنم هند ودبی شده بخشنامه های روز هرگز مباد وطنم را عوض کنم این بوی تند ادکلن از شعر من نبود باید که آهوی ختنم راعوض کنم از ترس این که مبادا ترور شوم باید مسیر آمدنم راعوض کنم شغلم بدن شد جانم کلاس درس هرگز نمی شود بدنم را عوض کنم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
باید که شیوه سخنم را عوض کنم
یا طرز راه رفتنم را عوض کنُُّم
این جا همه معلم و آماده شکار
باید که رنگ بودنم را عوض کنم
یا مثل بچه ها به هنگام امتحان
من شیوه های دیدنم را عوض کنم
من هم معلمم اما نه به اندازه شما
گفتم کمی دهنم را عوض کنم
این جامه ریا به تن ما گشاده بود
گفتم که رنگ پیرهنم را عوض کنم
امروز دوپیرهن ُُه کادو گرفته ام ولی
وقتی نبود که پیرهنم را عوض کنم
(یک دست جام باده ویک دست زلف یار
حالا چگونه پیرهنم را عوض کنم !) ناصر فیض
با یک کپی طرح سهبار اول شدم ولی
باید که طرح کهنم راعوض کنم
عمری شدم منتظر وام بلا عوض
آخر چگونه این لگنم راعوض کنم
قول سفر به خانه دادم وسر شد زمانه اش
مجبور گشته ام کفنم راعوض کنم
شاید کفن ببیندو رحمم کند عیال
ورنه برادران زنم را عوض کنم
هند ودبی شده بخشنامه های روز
هرگز مباد وطنم را عوض کنم
این بوی تند ادکلن از شعر من نبود
باید که آهوی ختنم راعوض کنم
از ترس این که مبادا ترور شوم
باید مسیر آمدنم راعوض کنم
شغلم بدن شد جانم کلاس درس
هرگز نمی شود بدنم را عوض کنم