یک روز فقط یک بار
تکرار می شود
ومن صدایم را
برای تو آرام می کنم
وگاهی کلمات وحشی ام را
فقط برای تو رام می کنم
گاهی گلوله ای از گلویم خارج می شود
ومن آن را با گل های ترانه ام
درد های عاشقانه ام
شعر ها ی عارفانه ام
به تو تقدیم می کنم
من از شعر تو
بر چشمان عاشق همسایه مان
باران را تصویر می کنم
تو مرگ فریاد می زنی
و من زندگی را
از میان دندان های گرگ بیرون می آورم
تو ناخواسته ومن ناخواسته
تو آگاه
ومن غافل
پس چرا پرستو ها را در زندان
وجنگل را بی باران
سرو ها را بریده
ولاله هارا خاموش
تلاوت کنیم
برخیز
دهان من
صدای تو
فریاد کن تا گلویم از درد پاره شود
آسمان را نگه دار تا باران نبارد
چشم های دختر همسایه را ببند
تا عاشق نشود
وبه کودک من بگو
برای لاله های تمام تاریخ
سیاه بپوشد
وتمام تاریخ گریه کند
من زندگی خواهم کرد
من برای هیچ مرده ای نخواهم مرد
من سرو خواهم کاشت
نماز باران می خوانم
تا از هجوم لاله هیچ گرگی در امان نباشد
یک روز فقط یک بار تکرار می شود
ومن زندگی خواهم کرد.
باسلام به قاصدک باتمام علاقه ای که به سروده های تان دارم باید بگویم ابداً انتظارم را برآورده نکرد متشتت و پر از کلیشه وتناقض است اما بااین حال درآن چند مضمون وجود دارد که هر کدام میتوانند تبدیل به یک اثر شاخص شوند از جمله « من برای هیچ مرده ای نخواهم مرد » باتشکر