روی گلبرگ وجو د
شاپرک تنها بود
شمع با دسته گلی
سوی مهمانی گل آمده بود
سوسن از راه رسید
یک سبد شب بی ابر
پرستاره پر خواب
پر ز نور مهتاب
با روبان خورشید
بهر یاس آورده بود.
آن طرف آن سر جشن غزل
مادر غنچه شقایق می گفت
نازنین لالایی, نازنین لالایی
صورت لادن هم سرخ از سیلی بود
زیر آن صورت سرخ
همه جا زردی بود
همه نامردی بود.
# گوشه خانه ما شمعدانی هم هست
نور شمع هر لحظه
دور تر می گردید
گویی از پنجره نیمه گشاد
باد هم پر زده بود
............ بزم بزم لاله بود
شمع افروخته بود
شاپرک سوخته بود
قاصدک تنها بود.