بیا و سر بزار رو شونه های بی سرم
می خوام که باز قد بکشم بالای ابرا برسم
می خوام تو هم بیای پیشم
تا تو رو اونجا ببرم
پیش خدای مهربون
خدای با غم همزبون
می خوام بهش قصه بگی
قصه ی راست و بی کلک
قصه ی سرو سرنگون
------------
می خوام به گوشش برسه
صدای فریاد زمین
وقتی که دستای علف
به راحتی درو میشن
وقتی که یاسای کبود
یواش می خوان قد بکشن
خدا رو فریاد بکشن
زیر لگدهای تگرگ
له میشن و ولو میشن
--------------
می خوام یه تصویر بکشی
از سوسنای بی نفس
از ماهیای تو قفس
تا که براش روشن بشه
معنی زندون و هرس
می خوام بهش نشون بدی
وقتی که داس آفتاب
نرگسارو دار می زنه
وقتی که لاله ها رو هم
غرش انکار می زنه
می خوام بهش یه چیز بگی
بهش بگی صنوبرم
دیگه بریده نفسش
ارّه شده بال و پرش
این آخرین سقوطشه
اما یه گوشه از زمین
یه شاخ سبز زیتونه
توروخّدا ازش بخواه
کسی زمینش نزنه
شاخه ی ترد و نشکنه
زیتون سبز و نَکَّنه
بسیار عالیه فقط بنظرم باید {کسی } آخر رو حذف کنی
ممنون از دقت و امعان نظر شما .