آن موج های کف به لب
آن موج های خشم
رگبار فحش به ساحل نثار کرد
توفان چه کرد؟
خشم بر انگیخت
دریا چه کرد؟
جنگ به پا کرد
ساحل صبور بود ـ ساحل وقار داشت
از سیلی دریا نجنبید
هم ناسزای موج نشنید
توفان تمام شد
دریا رام شد
دیگر ـ موجی نبود؟ نه
خشمی نبود؟ نه
دریا...
شرمنده بود
از سینه ساحل عقب رفت
خورشید
از پس کوچه ی چنگل درآمد
توفان
همراه شب رفت...