شعری منسوب به استاد دکتر علی شریعتی فیلسوف بزرگ و انقلابی معاصر در نت منتشر و بسیار مورد استقبال قرار گرفته است . ما نیز این شعر را در وبلاگ خود منتشر کردیم اما نوع بیان ـ ریتم و آهنگ و وزن و نوع کلام این شعر نشان می داد باید از کس دیگری باشد.
این مساله موجب شد تا با گردش در نت به شعری برسیم به نام ((کفرنامه)) از شاعر فقید همدانی کارو.
با نگاهی به این دو شعر و با شناختی که از نوع سروده های کارو داریم متوجه می شویم نوعی گرته برداری ناشیانه ـ اگر نگوییم سرقت ادبی - روی داده است و این عمل به دکتر شریعتی نیز منسوب شده است .
با شناختی که جامعه دانشگاهی و آگاه ما از دکتر دارند این عمل قبیح از ایشان بسی دور و بعید است مگر این که دکتر اگر در جایی این شعر را خوانده یا منتشر کرده نام شاعر شعر اول که به نوعی شعر مادر این شعر نیز می باشد را ذکر کرده باشد که دیگران به دلایلی از جمله مطرود بودن کارو در هر دو نظام سلطنت و جمهوری اسلامی از ذکر این موضوع استنکاف کرده اند.
با هم نگاهی به بخش هایی از این دو شعر می اندازیم:
خدا وندا000!
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شدی از قصه خلقت
از اینجا از آنجا بودنت !
خداوندا000!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر به تن داری
برای لقمه ی نانی
غرورت را به زیر پای نا مردان فرو ریزی
زمین و آسمان را کفر می گویی000 نمی گویی؟ ((کارو))
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
وشب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟! ((منسوب به دکتر شریعتی))
خدا وندا000
اگر در ظهرگرماگیر تابستان
تن خود را به زیر سایه ی دیواری بسپاری
لبت را بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف ترکاخ های مرمرین بینی
واعصا بت برای سکه ای این سو و آن سودر روان باشد
و شاید هر رهگذر هم از درونت با خبر باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی000 نمی گویی؟
خدایا خالقا بس کن جنایت را تو ظلمت را000! ((کارو))
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟! دکتر شریعتی
و ... بهتر است این دو شعر را کاملا با هم مقایسه فرمایید.
چیزی که بارز و عیان است این که د ر شعر منسوب به دکتر عبارت های توهین آمیز و هجومی نسبت به خدا را و به نوعی بندهای عریان و تا حدی غیراخلاقی را که به صورت عیان به انتقاد و حمله به خداوند می پرداخت حذف کرده اند.
با این حساب اگر این شعری که منسوب به استاد شریعتی است حتی اگر از خود ایشان هم نقل شده باشد شعر ایشان نیست و چیزی نیست جز یک بی تقوایی و تحریف.
کاما
با تشکر از این تحقیق ومقایسه جالب وقدردانی از آقای درودگر بابت زحمات فراوان ایشان
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا
بگویم تا ببوسد او سرو دست شما هارا
بگو می بخشمش یکدم تمام آن چه می خواهد
که او هر گزنمی داند نشاط شعر زیبا را
بجز گنج لب شادی بود ارزانیش دنیا
نمی داند که این شادی بسازد کل دنیا را
نوشته ی قاصدک
سلام
ممنون عزیز
ماکه سوادمون اینقدر نیست که بفهیم
ولی هرکی این کارو کرده - کار بدی انجام داده است.
متاسفانه سطح اندیشه وتفکر اینقدر پایین اومده که همین متن تحریف شده به قول شما رو مردم با هزار تا استغفرالله میخونن!
وای به حال کفر نامه ی اصلی...
بی تقوایی؟!!!
تو عنوان این شعر پیداس که اثری از تقوا نیس...کفرنامه!
لطفا از الفاظ دیگری برای ابراز شکایت خود به این موضوع استفاده کنید!چیزی جز بی تقوایی!
دوست عزیز و گرامی . من شاید خوب متوجه منظور شما نشده ام . لطفا برای آگاهی بیشتر ما روشنتر بنویسید در کجا ما بی تقوایی کرده ایم؟ ممنون از حسن نگاه شما