این روزا مد شده همه مولودی میگیرن منم میلادی گرفتم
برج میلاد
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم تیشه ای مانند فرهاد
زنم بر پایه های برج میلاد
از اون بالا دیدم خسرو تو کاخه
واسه من یک رقیب خیلی شاخه
با این که توپه وضعش صب تا شب
کارش ناله است و آه و آخ و واخه
از اون بالا دیدم شیرین دروغه
تو فکر آش کشک و آش دوغه
دیدم تهرون پر از گرگ گرسنه اس
دیدم عشقای امروز بی فروغه
از اون بالا دیدم کوها بلندن
هنوزم جنگلا گیسو کمندن
هزار تا ساختمون بی قواره
نمی تونن به روستامون بخندن
از اون بالا دیدم تهرون چه زشته
نداره آسمون واسه فرشته
به جای صلح و عشق و مهربونی
فقط هی مرگ بر اون ها نوشته
الاهی صید و صیادی نباشه
بنای ظلم و بیدادی نباشه
نباشه خسرو مردم فریبی
به زیر تیشه فرهادی نباشه
از وبلاگ : http://khalekhanbaji.blogfa.com/
سلام
سپاسگزارم
با سلام به شما دوست عزیز من یک شعری اماده کرده ام که می خواستم شما هم در وبلاگتون ثبت کنید:
پارسال با هم دست جمعی رفته بودیم زیارت
برگشتنه یه دختر خوشکل و با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون می یومد...
انشاالله اگر فرصتی بود در اینده بقیه اش رو هم برایتان می سرودم
امیدوارم بتونید عباس قادری آینده باشید لااقل از این تیپ ترانه های کوچه بازاری باز هم بشنویم
سلام
ممنون از لطفت
این شعر ر ا در وبلاگ خاله خانباجی خونده بودم بازم خوندمش
ممنونم ازون دو بیت هم
شادباشید
سلام
ممنون از ابراز محبت ولطف شما
هرکدوم از شعرها را که می خواهید بگید تا در نذرات بذارم
شما را لینک کردم
شاد وبرقرار باشید