انجمن ادبی فردوسی رباط کریم

پایگاه ادبی شاعران رباط کریم

انجمن ادبی فردوسی رباط کریم

پایگاه ادبی شاعران رباط کریم

جانی که می دهیم

در دور دست دهکده،در آن خیال سبز 

جایی که آه نیست... 

جایی که روح هست،خداهست،عشق هست 

ویرانه نیست،شعله ی عمری تباه نیست 

در دور دست دهکده،چشمه چو آب چشم 

آنجا کنار چشم زمین زخم چاه نیست 

من هستم و خدا و زمین و سکوت و گشت 

یاد تو و بهار و گل و آسمان و دشت 

آنجا در آب چشمه به جز قرص ماه نیست 

اینجا چه هست؟آجر و سیمان ، بوق و دود 

اخبار جنگ و رنگ،خشونت،زیان و سود 

جانی که می دهیم در اینجا به نام زیست  

عمری که می رود - و نماند چو آب رود

نظرات 2 + ارسال نظر
قاصدک دوشنبه 8 شهریور 1389 ساعت 00:01

بسیار زیبا ودلنشین بود
.............
جاییکه دوست هست
و دشمن که گمشده
جائیکه سرتاسر زمین
از سبزه و چمن
از دوست پرشده
...................

لذت بردم

حمید سه‌شنبه 9 شهریور 1389 ساعت 12:21

بسیار زیبا بود -انجا چه هست...؟اینجا چی ...؟

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد