اسب تاریک خویش زین کردند
ابلهانی به بوم دل بستند
روسیاهان ازانزوا رستند
فاسقان فاجران بداندیشان
زاهدان سیه دل شیطان
کمرقتل برمیان بستند
صبح صادق زخانه بیرون شد
جای پایش زمان توقف کرد
برقدمهای او زمین لرزید
وزسترگیش مرگ هم ترسید
پابه محراب خون فرودآورد
سربمحراب قتل خودسایید
صبح راسرخی آمدست نوید
تیغ نامردی ازقفابرخاست
فرق سلطان عشق خون بشکافت
فزت ربی ودروصال شتافت
وچه امروزسرد و تاریک است
آه... خورشیدکعبه راکشتند
پذیرش نمایندگی فروش در سیستم تجارت الکترونیک پایگان
بزرگ ترین سیستم همکاری در فروش در ایران
پرداخت 40 درصد از فروش محصولات
امکان افزایش درآمد تا 50 درصد
درآمد ماهیانه حداقل پانصد هزار تومان
این یک فرصت بی نطیر است
همین حالا برای عضویت اقدام کنید
دعوت به حضور در انتفاضه سایبری
برای شرکت در این طرح به آدرس زیر مراجعه کنید
www.naghdnews.com
عالی است
فزت و رب الکعبه
سلام گرامی
شعرزیبایی رو خوندم
(و چه امروز سرد و تاریک است/آه...خورشیدکعبه راکشتند)
آفرین
درودبرشما
و ممنون از حضورتون