از تو چه پنهون که تو خواب دوباره باز فرشته بود
تو لیست حاضر غایبش اسم تو رو نوشته بود
دوباره من دوباره خواب دوباره خواب چشم تو
مستی این ترانه و شراب ناب چشم تو
چه جور بهت بگم که من خوابتو هر شب می بینم
برای خوندن چشات تا صب کنارت می شینم
یه عمر ه نیستی و منم با خواب تو سر می کنم
ترانه های چشمتو به یادت از بر می کنم
نفس تو سینه حبسه و هیچ چی ازم بر نمیاد
اسمتو فریاد می زنم اما صدام در نمیاد
پیر هنه آبیتو بپوش برای خواب امشبم
شاید که آروم بکنه منو که تو تاب و تبم
قاصدک
از تو چه پنهون که شبا تو بخوابم میای
بنده نوازی میکنی بسراغم میای
چه حالی کردم با شعرت قاصدک ... همیشه شاعر باشی
بیت اول شعرتون خیلی به دلم نشتست،ممنون از شعرتون قشنگ بود
بسیاز زیبا بود مثل همیشه