اگه شده ام بهشت ارزان شده است
چون قیمت نان وجان که یکسان شده است
سر منشا کل آفرینش عشق است
من فکر کنم که عشق ارزان شده است
ما بوده ؛ نبوده مان چه فرقی دارد
ما رفته ؛ نرفته مان چه فرقی دارد
آواره یک خطای آدم شده ایم
اصلا رگ وریشه مان چه فرقی دارد
ای کاش که در بدر شده گم بشویم
آدم شده بی پدر شده گم بشویم
ای کاش خدا فقط کمی حوصله داشت
تا راهی این سفر شده گم بشویم
به آسمان دوختم چشمانم را
و با خودم برد... تا شب
و تکثیر شد چشمانم
در خوشههای بیقرار.
و اکنون
تو
در همهی آن جاهایی هستی
که آسمان سوراخ نیست!
و چه کمپیدایی
وقتی آسمانم غرق ستاره میشود
در برهوت این خیال.
احمد درفشی
از ما به شیخ شهر بگو دور دور توست
بار دگر ردای ریا را به بر بکش
تا مست و بیخبر به شبستان مسجدیم
بر منبر مراد، هوار خبر بکش
می رود از یادِ دل
عشق آن فرهادِ دل
می رسد فریادِ دل
کی به دادِ دادِ دل؟
رفته ای از یاد دل
عشق ای همزاد دل
می روی سوی کجا؟
نا کجا آبادِ دل
می رسد تا آسمان
ناله و فریادِ دل
می کند فریاد، دل
بشنو این فریاد دل
این خراب ابادٍ دل
کی شود اباد،دل
مانده تنها اب وگل
از خراب ابادٍ دل
همه چیز از تنهایی
و با تنهایی
شروع میشود،
چه در رحم مادر
برای دنیا
چه در غار حرا
برای خدا.
احمد درفشی
اگر چه تلخی و سوزنده
اما
تو نباشی، لذت شوق دیداری نیست.
با همهی خودم دوستت دارم
هجران!
احمد درفشی
خداوندا چه چیزا آفریدی
جهانی را فریبا آفریدی
برای دشمنانت سیندرلا
برای ما هیولا آفریدی
برای مرد اسلام پشم و پیله
ژیلت را در اروپاآفریدی
گذاشتی چون فریدام را در آنجا
شعائر را در اینجا آفریدی
تمام عالمان هستند آنجا
برای ما تو ملا آفریدی