-
بوی یاس
چهارشنبه 25 فروردین 1389 18:37
نمی دهد کدام یاس نشانه ی حضور تو نمی زند کدام گل جوانه ی حضور تو به بوی یاس سر کنم تمام شب سحر کنم بهانه ی سفر کنم زمانه ی حضور تو بهانه کرده ام گلی که بو کنم تن تو را کدام لاله می شود بهانه ی حضور تو خدای عاشقانه ام گلی بزن که بو کنم تمام تن چو خاک شد به دانه ی حضور تو دوباره پر کشیده است به این دیار قاصدک تمام باغ...
-
خرمن من
چهارشنبه 25 فروردین 1389 18:31
غرقم اندر خلأ خویش اسیرم در وهم محو گشته است تفکر در من کم و بیش من در این راه دراز تیرگی ها بی رحم آتش مرگ زنندم خرمنم می سوزد و دلم چشمم را به کجا می دوزد؟ که زمن هیچ ندارد شرمی. چیزی از خرمن من باقی نیست مالکی
-
ساعت و روز تشکیل جلسات نقد و بررسی شعر انجمن حکیم فردوسی
سهشنبه 24 فروردین 1389 21:52
شنبه های هر هفته ساعت ۴ تا ۶ بعد از ظهر در مدرسه راهنمایی بزرگمهر واقع در خیابان جهاد
-
عطار شاعر شهید میهن - به مناسبت ۲۵ فروردین روز بزرگداشت عطار
سهشنبه 24 فروردین 1389 20:48
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری ( ۵۴۰ قمری - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیّات فارسی در اواخر سدهٔ ششم و اوایل سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری مطابق با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابورزادهشد . وی را می توان شاعر اخلاق و شاعری شهید نامید. وی در زمان یورش وحشیانه چنگیز به ایران در کهنسالی قرار...
-
تقدیم به پیشگاه آقا امام راضا
سهشنبه 24 فروردین 1389 20:20
ای بهترین سلاله گلزار احمدی والاترین هدیه درگاه سرمدی جان برگرفت زعشقت- دوباره جان شمس الشموس به دنیا خوش آمدی قاصدک
-
طرح
سهشنبه 24 فروردین 1389 20:17
پرانتز باز من +عشق تلاش نکن پرانتز را ببندی عشق زندانی نخواهد شد قاصدک
-
مقدس
سهشنبه 24 فروردین 1389 13:04
مظهر عشق هر که و هر چه، باشد مقدس است و پرستیدنی اگر چه رنج و تالم بسیار به روح تو هدیه میدهد... دل از وصل در این خراب برکن تا آباد شوی احمد درفشی
-
دریای عشق
یکشنبه 22 فروردین 1389 20:57
تو هم ما را به حال خود رها کن و همچون دیگران باش تو هم توفان به پا کن تو هم نامهربان باش ... دگر در باغ توفان دیده هرچند که صدها شاخه بشکست و زیر شاخه ها هر چند هزاران برگ بنشست مگر شاخی نرویید؟ مگر برگی نرویید؟ تو هم ترک وفا کن تو هم توفان به پا کن که من توفان فراوان دیده ام بی مهری از یاران فراوان دیده ام بر گونه لم...
-
از غزل های نگفتم
یکشنبه 22 فروردین 1389 20:45
دیو باد دوباره هو هو می کنه سرشو از شاخه ها تو می کنه می کشه دس رو سر درخت پیر می پیچه دور تنش بو می کنه جلو چشمای غزلخون درخت برگا رو یکی یکی می کنه باد وختی شلاق می زنه تو صورتش نمی خواد صدای هیشکی دربیاد می ره و یه بوسه از خاک می گیره تنشو با تن خاک - پاک می کنه تو پرش یه مشتی از خاک میاره تک درختو زیر خاک - خاک می...
-
فردا بناس ببینمت
یکشنبه 22 فروردین 1389 20:32
خوشحال تر از این نمیشم - فردا بناس ببینمت با کلی ترس و دلهره - از تو گلا بچینمت یه چیز می گم نخندیا؟گلم گل محمدی تموم عشقم نفسم - به قلب من خوش اومدی وای که چقد تنگه دلم برای دیدن چشات واسّه بازم بوسیدنت واسه تموم خوبیات امید من داری میای نمیدونم چیکا ر کنم به احترام تو باید از تو غما فرار کنم بیا به احترام عشق یه...
-
عروض ( وزن شعر) بخوانیم ـ قسمت اول
شنبه 21 فروردین 1389 19:03
به نام خداوند جان و خرد ... در هردوره از زمان که صحبت از شعر به میان می آید بی گمان ذهن به سمت وزن نیز متوجه می شود . شعر و وزن ملازم یک دیگرند . می توان گفت وزن یکی از مهم ترین علایم سخن موزون است که باعث جلب نظر خواننده می شود .(درآثار قدما معنی ومضمون در کنار خیال وزن را به مفهوم دقیقش می ساخته است [1] ) . همواره...
-
در ژرفای سکوت و تاریکی شب
جمعه 20 فروردین 1389 16:52
شبها که به خواب فرو می رویم زندگی هنوز در جریان است و برجها که ساکت و بی سر و صدا بلندتر می شوند تا دیگر ستاره ای برای دیدن نمایند و عمرهای انسان ها کوتاه تر می شود تا شبهای کمتری در سکوت با ستاره ها حرف بزنند . دخترکی در گوشه ای ـ زیر این آسمان با شوق وعده خرید عروسک به خواب رفته و پدر که به ستاره ها می نگرد و تصمیم...
-
خواجو:استاد حافظ - شاگر سعدی
جمعه 20 فروردین 1389 16:37
محمود کرمانی متخلص به خواجو از سرایندگان به نام شعر پارسی است وی در سده 7 و 8 قمری بین سال های 689 تا 753میزیست و بنا بر این با سعدی و حافظ در شهر شیراز هم نشین بود. بیشتر سروده های وی در سروده های حافظ به گونه چشمگیری نمود یافته و پرورده شده است . همچنان که یادگارهای سعدی نیز در سرود های خواجو و نوشتارهای وی اثر گذار...
-
رباعی شاهکار خیام
پنجشنبه 19 فروردین 1389 19:35
گویند کسان بهشت با حور خوشست من می گویم که آب انگور خوشست این نقد بگیر و دست از آن نسیه بشوی کاواز دهل شنیدن از دور خوشست
-
خفن
پنجشنبه 19 فروردین 1389 19:21
«آندم که نه شمع و نه لگن بود» مصرع از خواجوی کرمانی دنیا به نظر خیلی خفن بود ادم که تو غار لونه می زاشت وختی که می مرد بی کفن بود بی غصه و لامصب و بی کین بی شورت و کلاه و پیرهن بود نه فکر رییس و انتخابات نه فکر تقلب و زدن بود نه فکر زکات و خمس مالش نه غصه رخت و تخت زن بود آزاد و رها بود از عالم اندیشه او قد دهن بود...
-
بهار نوروز گل شراب زن ( غزلی از فریدون توللی)*
یکشنبه 15 فروردین 1389 17:55
سر این سبزه چه نغز است - گل روی تو دیدن به کنار تو نشستن - ز قفای تو دویدن عرق آلود گریزت - پس هر صخره گرفتن سر زلف تو گشادن- لب گرم تو مکیدن سر دست تو به دست - از سر آن جوی خروشان خوش و خندان به سبکبالی پروانه پریدن به تکاپوی نشاط - از دل آن دشت گل آرا سر هر سنبله کندن - بن هر ساق مزیدن تک آن دره فروماندن و در سایه...
-
نادرپور و شعر انگور
چهارشنبه 11 فروردین 1389 20:02
نادر نادرپور۱۶ خردادماه سال ۱۳۰۸ در تهران چشم به گیتی گشود وی به زبان های فرانسه و ایتالیایی چیره بود و با فرهنگ و هنر آنها نیز آشنا بود. نادرپور یادگارهای نوشتاری فراوانی در بر گرداندن نوشتارهای بیگانه به پارسی دارد. سروده های سراسر هنرمندانه و بسیار شیوای وی نیز چاپ و پخش شده است که نمونه های زیر از آنهاست ۱- چشم ها...
-
یک رباعی از م. امید
دوشنبه 9 فروردین 1389 20:57
گر زرٌی و گر سیم زراندودی باش گر بهری و گر نهری و گر رودی باش در این قفس شوم ـ چه طاووس چه بوم چون ره ابدی است هر کجا بودی باش
-
درباره ارژنگ کتاب مانی بزرگ
شنبه 7 فروردین 1389 17:59
کتاب ارژنگ «ارژنگ» (به ایرانی میانه: Ardahang) عنوان یکی از کتابهای غیرمذهبی مانی است. این اثر، دفتری از نقاشیها و پیکرنگاریهای رنگی برای ارائهی شرحی مصور از جنبههای بسیار مهم آموزههای ثنوی (dualistic) مانوی بود. ارژنگ احتمالاً ذیل و ضمیمهای - اما یقیناً جداگانه - را بر کتاب «انجیل زنده/ انجیل بزرگ»، یکی از...
-
قصه لوبیای سحر آمیز
پنجشنبه 5 فروردین 1389 20:11
قصه ی لوبیای سحرآمیز قصه ی عشق من فسانه ی توست ای نهان در ورای ابر سیاه مهربان در نمای جلوه ی ماه دانه ی عشق تو بخاک دلم کشتم و درنگاه تو رویید من بجادوی تو کشیدم قد تا مشامم ترا ... ترا بویید چون زابر سیاه بگذشتم دیدم آنکس که دل به او بستم غول زشتیست درخرابه ی مرگ دیو مستیست بس مهیب و پلید پریشان 1/1/89
-
التماس به خدا
پنجشنبه 5 فروردین 1389 20:00
ـــ مطلبی توسط فردی به نام مسلم و به آدرس ذیل برای ما ارسال شده بود که نتوانستم در قبال آن پاسخی ننویسم بنا بر این اول مطلب ارسالی و سپس جوابیه را می خوانید . از این که جوابیه را عمومی ساختم پوزش می خواهم ؛؛ تسلیم مطلق بفرمان حضرت حق سبحان م الله آقا ابراهیم میرزایی تنها راه نجات آدمیان است ؛؛ WWW.NAZARATEMARDOMI.COM...
-
اشکارا
جمعه 28 اسفند 1388 18:22
؛؛دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را ؛؛ حافظ شیرین سخن شیرازی بازم که گشنه موندیم یا ایهالسکارا ده روزه عمرمونو نوکر شدیم و چاکر خوردید حق ما را اینجور آشکارا کشتی کجا شکسته ما خاک بر سرانیم کشتی مشتی نداریم پنهان و آشکارا در جمع ما اسیران جغدی ترانه می خوند اونم که کشتن امشب با ضرب سنگ خارا هی صاحبای نعمت کور و کرید و...
-
مقبول ترین بهانه
جمعه 28 اسفند 1388 18:13
عمری است که هو اثر ندارد مستیم و سبو اثر ندارد دزدانه زچشم عشق رفتیم عمری است که او خبر ندارد دست تو به پای جام باشد تا مستی تو مدام باشد سهم من از این دو روز مستی ای عشق بگو کدام باشد سرسبز ترین جوانه عشق است جاوید ترین ترانه عشق است هشدار بهشت می فروشند! مقبول ترین بهانه عشق است {قاصدک}
-
چهارپاره ای از مولوی
جمعه 28 اسفند 1388 18:09
چهارپاره قالبی از شعر است که در دوران معاصر ساخته و متداول شده است و شعرای معاصر بسیار از آن بهره جسته و شعرهای فراوانی نیز در ان سروده اند . این قالب شعری قبل از این ۵۰-۶۰ سال اخیر وجود نداشته است . از شعرای معاصر می توان به رهی معیری - قیصر امین پور حمیدی شیرازی و نادر پور اشاره کرد که در این قالب خودی ازموده اند ....
-
رسم دنیا
پنجشنبه 20 اسفند 1388 17:52
با تو بودم روز و شب ها بی شمار سینه ام از عشق رویت بی قرار لحطه ها را می شمردم تیک و تاک لحظه هایی تلخ و سنگین ـ انتظار رفته بودی یک سفر زیباکنار عشق و حالت بود در دریاکنار در پلاژ افتاده بودی لخت و عور تن به دریا داده بودی بی گدار موج ها بر ساق و رانت بوسه بار سینه هایت از تلاطم رقصدار انتظارت را کشیدم چند روز چند...
-
عیدی
پنجشنبه 20 اسفند 1388 17:46
از امسال تا سال دیگرـ سه روز و سه شب بتازیم اگرـ می رسیم از امسال تا سال دیگرـ در این حول و حوش عجول و خجول و خموش زمن تا تو ـ با یکدگر می رسیم من عیدی ناقابلی اگر می دهم به تو تکه پاره دلی اگر می دهم تو هم زندگی را به من می دهی تب بدگی را به من می دهی که بر همدگر بیشتر می رسیم از آن روز بیگانه از عشق تو به امروز...
-
کتاب سیب زمینی
پنجشنبه 20 اسفند 1388 17:42
آخ لبهایم سوخت وقتی به جای سیب زمینی برای شوهرم کتاب سرخ می کردم عشق از همه زودتر سوخته بود {قاصدک}
-
شب نقره ای
دوشنبه 17 اسفند 1388 17:48
چه کنم با تو که صد مکر و فسون هردم از چشم تو بر جام نگاهم ریزد ای سراپا همه حسن ای سراپا همه آتش تو که بر جان براهیم گدازی صدها خرمن عشق بر شب چشمانش ـ دسته گلی ـ شاخه ی نوری ـ باغی جلوه کنی چه کنم با تو سراپا همه شور ای سراپا همه شعر من تماشای ترا ـ در شب نقره ای پشت پرند نتوانم که فراموش کنم من صمیمی تر از آنم ـ که...
-
بهشت دردمند
دوشنبه 17 اسفند 1388 17:35
دلم از هجر تو دریای درد است بهار زندگانی زرد زرد است بیا و قصد این آزرده دل کن که بی تو کلبه قلبم چه سرد است بدون آن جمال بی مثالت بهشت خاطر من دردمند است توخود دانی که بی تو هیچ هیچم وجود نازک من بی تو چند است؟ دگر بی تو ندارم من همایی که آن هم در فراقت در گزند است {خانم یوسفیان}
-
بدبیاری
دوشنبه 17 اسفند 1388 17:25
رفتم گلایل بخرم یه دسته خار دادن بهم رفتم قناری بخرم خروس لار دادن بهم خواستم که شاعری کنم غزل نشد شعرای من سه نقطه شعری گفتم و دست حمار دادن بهم گفتم که عاشقی کنم دیدم سرابی بود و بس به جای بوسه جای لب حال خمار دادن بهم گفتم برم به باغی و حالی کنم بعد یه عمر آتیش گرف باغ منو دود چنار دادن بهم گفتم برم دریا کنار تنی...