-
بوسه ی باد
یکشنبه 3 مرداد 1389 19:49
آندم که مرا دوباره فریاد زنی خاکستر آتش مرا باد زنی من رفتنی ام چو گرد با بوسه ی باد شیرین لب خود به گور فرهاد زنی از شاعر گرانقدر شهرستان شهریار: بزرگمهر
-
انتقاد از سازمان هواشناسی کشوری
شنبه 2 مرداد 1389 20:18
اگر سری به پایگاه اینترنتی بسیار پیشرفته و خوب سازمان هواشناسی کشور بزنید حتما دوست دارید از آب و هوای شهرخود نیز خبر دار شوید اما... وقتی هرچه در بین اسامی شهرهای مندرج در این پایگاه می گردید بیشتر نا امید افسرده و شاید عصبی شوید. بخصوص وقتی شهرتان مثل رباط کریم یا اسلامشهر چسبیده به تهران باشد. و از این بابت سرریز...
-
غزلی از استاد فقید حسین منزوی
شنبه 2 مرداد 1389 19:49
ما می توانستیم زیباتر بمانیم ما می توانستیم عاشق تر بخوانیم ما می توانستیم بی شک ... روزی ... اما امروز هم آیا دوباره می توانیم ؟ ای عشق ! ای رگ کرده پستان ، میش مادر دور از تو ما این بر ه گان* بی شبانیم ما نیمه های ناقص عشقیم و تا هست از نیمه های خویش دور افتادگانیم در هفتخوان این تو به تویی نیست ، شاید ما گمشده در...
-
اطلاعیه تغییر ساعات کلاس
شنبه 2 مرداد 1389 19:40
قابل توجه دوستان شاعران ـ همگامان و عزیزانی که دوست دارند ما را از فیض حضور خود در نشست های هفتگی مان بهره مند سازند ساعات برگزاری کلاس ها و نشست ها به این قرار تغییر یافت: روزهای یک شنبه ساعت ۱۷ تا ۱۹ هرهفته در آموزشگاه بزرگمهر ( خیابان استاد مطهری (( جهاد سابق)) تقاطع خیابان موسی بن جعفر (ع) ) حضور در کلاس ها نه...
-
توزیع گل توسط فرزندان ثرتمند ایران ثروتمند
سهشنبه 29 تیر 1389 20:18
توزیع رایگان گل توسط کودکان ثروتمند ایرانی : همزمان با هفت هی عشق و حال کودکان ثروتمند با تشکیل اتحادیه ای منسجم به توزیع رایگان گل در چهارراه ها می پردازند. http://sagnevesht.blogsky.com/
-
تصور کن
سهشنبه 29 تیر 1389 19:46
تصور کن تو گل پوشی که در فصل خزان از پای تا گردن بریزد گل ز پیراهن نماند جامه ای بر تن بجز آن تن نما گلشن نما - آن خزان گردیده پیراهن وگل کرده تمام تن میان بو ته های گل زخاک مرده پیراهن .
-
شلش کن
سهشنبه 29 تیر 1389 19:43
چشات و واکن و ببین تا شونت زلفای کی رسید از رو گونت یه بو بکش که مست مستت کنه خراب کنه چشای عاشقونت تو دوره فوق مدرن و کلاس یه وقت نشه کلاسه تو بهونت ترانه خونتم بشین وگوش کن تا سر بشه غمای این زمونت زندگی سختیه جونم اما بزار که تا جون بگیره جوونت کجای عشقو من برات بخونم بلرزونه پی و رگای خونت ازاینجا ها قافیه رو ولش...
-
دوره فوق مدرن
دوشنبه 28 تیر 1389 17:58
دوره ما دوره ی نامردیه دلا باهم غریبه از سردیه دوره ی آدمای رنگی شده دوره عاشقای سنگی شده غصه خور دیروزمون که مرده کیه که باز صحبت عشق آورده مگه میشه تو دوره ی اسکناس تو دروره ی فوق مدرن و کلاس یکی بگه از عشق و از محبت بده به ما یه ذره موج مثبت؟ کسی بیاد باز بخونه ترانه یه جور بگه شعرای عاشقانه تو دلایی که دیگه جای...
-
شراب مرگ
یکشنبه 27 تیر 1389 19:31
بگوآهسته در گوشم چرا کردی فراموشم شراب تلخ ناکامی من از جام تو می نوشم دو چشمانت شراب ناب زچشمان تو مدهوشم مرا بردی دگر از یاد تو ای زیبای گل پوشم تو چون کردی فراموشم چو شمعی سرد و خاموشم دلم را از تو می گیرم من از غم جامه می پوشم نفس در سینه دیگر نیست صدای قلب خاموشم کشم بار غمت بر دوش شراب مرگ می نوشم
-
شعر طنز ـ مومن در حجله
چهارشنبه 23 تیر 1389 20:43
دخترکی نو گل باغ شباب شد زن یک مرد مقدس مآب مومنی از شخص علی شیعه تر یک خر کامل، نه، که رحمت به خر کرده فرو شست به سوراخ دین مته به خشخاش ولاالضالین در شب حجله عوض بوس و ناز رفت به یک گوشه و شد در نماز بعد دو ساعت خم و دولا شدن پشتک و وارو زدن و تا شدن دست به تسبیح شد و در دعا ذکر و مناجات و خدایا خدا بعد دعا آمد و...
-
ساندویچ دنبلان(گرمای بیست تیر)
یکشنبه 20 تیر 1389 20:25
تخم مرغ می پزد آب می جوشد وای چه گرم است زمین خیلی ساده گفتم نه؟ تیر می شود نور و می زند بر سرم بدون واهمه بی کمین چه بی شرم و بی حیا پررو وای چه داغ است هوا چیز ها می پزد مثل ساندویچ دنبلان نه در فر که در فضای باز رحمت کند خدا بر خالق کولر حضرت لاادری مجهول بهشت بادا گوارا بر وجودت حضرت آلوا مستر ادیسون تخم مرغ می...
-
داستان شعر زیبای مهرداد اوستا (عشق و خیانت)
یکشنبه 20 تیر 1389 11:57
داستان شعر زیبای مهرداد اوستا وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم چو شمع...
-
یک عکس (سنگسار)
پنجشنبه 17 تیر 1389 19:26
عایشه ابراهیم دوهولو ۱۳ ساله توسط حاکمین اسلامی در سومالی سنگسار شد! ( این مطلب شاید اصلا ربطی به وبلاگ ما نداره اما شاید حاوی تفکری باشه که ...)
-
ph خنثی
سهشنبه 15 تیر 1389 20:05
ph خنثی خاصیت نوترون پوچ آخرین نقطه ی این مدار آغاز تسلسل بود و سرگیجه عاقبت نگاه بر منفی مست سکوت قطب یخ زدگی است بر مدار بیضی پوچ از ترس منفی شدن اضافه نمی شوم به صفر حتی که صفر دایره ایست پرهیچ و انفجار یعنی آغاز کوچ از هیچ تا پوچ
-
همه جا سبز
دوشنبه 14 تیر 1389 20:13
دست هایم خالی است من تفاوت دارم با گل قالی با کفش با پای شما من لگد می شوم هر روز زیر پا های شما ......من هرس می شوم هر روز مبادا شعر من گل بکند یا مبادا بزنم ، حرفی که نباید بزنم من لگد می شوم هر روز چه فرقی دارد چمن سبز شوم یا پنیرک بشوم زیر پای بز ها یا اگر لاله شوم ، غنچه کنم ، گل بدهم چه تفاوت دارد زیر پا های شما...
-
تک بیت بسیار زیبا
یکشنبه 13 تیر 1389 19:35
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن از وبلاگ بیا غم بخور: www.hoseyn77.blogsky.com
-
دو تک بیت ناب از قاصدک
یکشنبه 13 تیر 1389 19:26
تو که هستی گل هستی بوی خودرا گم کند ای همه هستی گلی از معبر گلخانه ات من که از محراب دارم انتظار این خرد از خرداین ناز بازی ها نمیدانم چرا؟
-
شاهین مغرورم
پنجشنبه 10 تیر 1389 19:08
دریغا هیچ دمسازی نمی بینم رفیقی محرم رازی نمی بینم از آن غمگین و تنهایم به راه دوست که راهی غیر جان بازی نمی بینم به هر در درزدم نومید برگشتم دگر جز غم در بازی نمی بینم به گوشم ناخوشایند است هر آواز که غیر از مویه آوازی نمی بینم من آن شاهین مغرورم که در بند است به خود یارای ÷روازی نمی بینم همه کار جهان رنگ است و نیرنگ...
-
صبح آفتابی
چهارشنبه 9 تیر 1389 19:36
ناز و کرشمه کم کن ای صبح آفتابی بازی چشم بگذار گوئی هنوز خوابی از دشت ما گذر کن از دین ما حذر کن خطی بکش که دیگر ردّی زما نیابی ما شب پرست مستیم از عالمی گسستیم بندیّ عشق هستیم بر ما مکن عتابی گردیده ای تو مامور آیا فرشته ی نور؟ تا همت آزمائی؟ از ما مکش حسابی دنیا مرا طلب کرد عشق ترا سبب کرد ای صبح آفتابی کو سرکشم...
-
تک بیت هایی از حمیدرضا جلالی
چهارشنبه 9 تیر 1389 19:30
بیایید که در میکده باز است هنوز دل ما در طلب جرعه ی ناز است هنوز چو بیایی ز کرم خاک رهت خواهم شد اگر این روی سیه لایق پای تو شود عشق بازی ما در پس پرده نهان است؟ این پرده بگیرید که از دور عیان است ما می خوران می فروشیم ما ره روان راه پوشیم
-
افسانه ات
سهشنبه 8 تیر 1389 18:15
دل من ! ای دلبرم دیوانه ام دیوانه ات شب من روشن زتو پروانه ام پروانه ات به خدا جز یاد تو در یاد من یادی نبود به خدا مستم زتو مستانه ام مستانه ات همه جا فریاد من خیزد به نامت نام عشق تو کجایی تا بمیرم ، تا کنم افسانه ات تو نباشی هستی ام سرکوب و ویران می شود تو بیا رحمی بکن بر عاشق ویرانه ات گل من افسون چشمت مستی ام را...
-
شاکی
سهشنبه 8 تیر 1389 18:08
دل من چه گرگ هاری شده است! شب عجب اسیر تاری شده است... ! چو سرود سوگواری شده است باز آمده ، نشسته ام سر مزار تو بر سر مزار خاطرات تو از خودم دوباره قهر کرده ام مانده ام کجا روم ...؟ هر قدم هزار یادگار تو هر طرف پر است از بهار تو پس شکایتم با که سر کنم؟ این شب سیاه را چگونه من سحر کنم؟ خشم من پرنده های شاد روی شاخه را...
-
تنهایی
دوشنبه 7 تیر 1389 11:07
گشته ام تنهاترازتنهانمیدانم چرا؟ رانده از هرگوشه و هرجانمیدانم چرا؟ هرکجاپرمی کشم پروانه ها هم پرزنان می گریزندازمن تنهانمیدانم چرا؟ کیستم من؟زورقی فرسوده دردریای وهم یا خسی در دامن صحرانمی دانم چرا؟ غرش یک موج هم دیگر نمی گوید به من حرف ها ازوسعت دریا نمیدانم چرا؟ در میان کوچه های توبه توی انتظار خسته ام سردرگمم اما...
-
دریا و ساحل
چهارشنبه 2 تیر 1389 19:20
آن موج های کف به لب آن موج های خشم رگبار فحش به ساحل نثار کرد توفان چه کرد؟ خشم بر انگیخت دریا چه کرد؟ جنگ به پا کرد ساحل صبور بود ـ ساحل وقار داشت از سیلی دریا نجنبید هم ناسزای موج نشنید توفان تمام شد دریا رام شد دیگر ـ موجی نبود؟ نه خشمی نبود؟ نه دریا... شرمنده بود از سینه ساحل عقب رفت خورشید از پس کوچه ی چنگل...
-
خداخدا؟؟
یکشنبه 30 خرداد 1389 20:47
خدا خدا چرا تورا به جز خودت کسی دگر نمی شود شناسدت چرا به جز خود خودت کسی دگر نمی شود نقش و صفت کشیددت نمی شود چرا کسی تورا از آن طرف به این طرف کشاندت و سیلی شکایتی به گوشه لبت نشاندت و بوسه ای ز بی کسی به روی ماه گونه ها گذاردت خدا خدا خودت بگو به صدق و سادگی بگو بدون این منم منم که تا کنون زدی به هم چرا تو را به جز...
-
ادعا
یکشنبه 30 خرداد 1389 20:34
من به اندیشه محکوم خودم که در اندیشه ی توست میل وافر دارم و در اندیشه ی فردای خودم نه به اندازه ی تو ... غوطه ورم هستم ... از هستی من تا عدمم فاصله چندان نیست بودم...از فاصله ی بودن تو به تو نزدیکتر است تو که از هستم و از بودم و از نابودم سخت با من بودی ادعاهای مرا باور کن من در این سخت ترین لحظه ی اندیشه ی محکوم خودم...
-
غلط فاحش املایی در اطلاعیه دانشگاه آزاد رباط کریم
یکشنبه 30 خرداد 1389 20:21
***اطلاعیه فوق العاده مهم برای تمامی دانشجویان*** قابل توجه دانشجویان محترم عدم تصویه حساب تا پایان ترم دوم 89-88 و همچنین مستندات پرونده ثبت نام دانشجویی بر حسب تعهدات ماقبل طبق ضوابط آموزشی برابر با حذف ترم اعلام می گردد و این دانشگاه طبق قانون عمل نموده و هیچگونه مسئولیتی را نپذیرفته و پاسخگو نخواهد بود و تمامی...
-
صدای آشنا
یکشنبه 30 خرداد 1389 19:50
در این غروب بی صدا رسد صدایی آشنا به خود رها مکن مرا مرا مکن زخود جدا به چشم خونفشان من به روح من روان من نگر! ببین که جان من شده چو برف سرد سرد دلم پر از فغان و درد ببین شکسته نازنین ببین دل مرا ببین ببین که مرغ جان من ازاین قفس چه می پرد دل شکسته مرا چه ناشیانه می برد بیا کنار من نشین مرگ دل مرا ببین ببین اسیر قفسم...
-
عروض۳
یکشنبه 30 خرداد 1389 19:38
1. در وهله دوم با توجه به نحوۀ تنظیم سبب و وترها که در قسمت ارکان عروض به آن اشاره کردیم باید فاصله ها و سبب و وترها را از هم جدا کنیم ، همانطور که می بینید در بیت مذکور سبب و وترها به صورت منظم در جای خود نشسته اند و تناسب آن رعایت گردیده است . 2. حال باید تمام وتر و سبب وفاصله ها را طوری تنظیم کنیم که وزن عروضی خاصی...
-
انار
سهشنبه 25 خرداد 1389 20:15
آن گر گرفته ای که ...آتش سوار بود پاییز می سرود وفکر... بهار بود زخمی که سرش... از سینه باز شد حرفی اگر نگفت حرف انار بود