-
جانی که می دهیم
یکشنبه 7 شهریور 1389 10:50
در دور دست دهکده،در آن خیال سبز جایی که آه نیست... جایی که روح هست،خداهست،عشق هست ویرانه نیست،شعله ی عمری تباه نیست در دور دست دهکده،چشمه چو آب چشم آنجا کنار چشم زمین زخم چاه نیست من هستم و خدا و زمین و سکوت و گشت یاد تو و بهار و گل و آسمان و دشت آنجا در آب چشمه به جز قرص ماه نیست اینجا چه هست؟آجر و سیمان ، بوق و دود...
-
گنج قارون
چهارشنبه 3 شهریور 1389 20:05
تو این دنیای وارونه دل عاشق پر از خونه محبت گنج قارونه ولی هیچکی نمی دونه که قارون تو غم نونه خروسش کبک نمی خونه ببین ابرم دلش خونه غم فردارو می دونه دو سه روزه که مهمونه تو فکر مرگ بارونه همه جا سحر و افسونه دل دیوونه داغونه دیگه نه لیلی مجنونه نه مجنون میشه دیوونه می گن دل بردن آسون دل عاشق فراوونه ولی وقتی دلا خونه...
-
غلط کردن
سهشنبه 2 شهریور 1389 12:12
گفتیم که بعد ازاین پی دام شویم چوپان شده شاعر لب بام شویم هشدار رباعی ام هوائی نشود!!!! ما نیز غلط کرده که خیام شویم .
-
عشق دم کردن
سهشنبه 2 شهریور 1389 12:08
دو شاخه شب فراهم کرده بودم صدای غصه را کم کرده بودم غرورم توی کتری جوش میزد برایت عشق را دم کرده بودم دوبیتی از پروانه عزیزی فرد از وبلاگ کرانه های کارون
-
م. امید و چه نومید
جمعه 29 مرداد 1389 17:07
مهدی اخوان ثالث بزرگ پارسی سرای همدوره ما که به حق شاعر توس خوانده می شود کیست ؟ اورا چه مقدار می شناسیم و آیا ارج او را می دانیم و پاسش می داریم؟م. امید شاعری که بیشتر به سبک نیمایی می سرود اما با این حال اشعار وی حال و هوای سبک خراسانی را با خود داشت . سبکی که فردوسی بزرگ پرچمدار آن نیز از توس بود. م. امید را شاعر...
-
رباعی تولد
جمعه 29 مرداد 1389 16:27
ما نآمده گفته اند باید برویم از خویش نیامدیم , که از خویش رویم یک جرعه می جواب این شبهه مااست از بهر چه آمدیم و چون باز رویم ؟
-
از گاو بدتر
پنجشنبه 28 مرداد 1389 14:05
عیبی نبود که عده ای گاو و خرند گه گاز بگیرند گهی بار برند قریان مرام گاو و ماااا گفتن او از خر به خدا جماعتی گاوترند
-
شاید...
سهشنبه 26 مرداد 1389 19:48
نمی دانم ! شاید بی شائبه بخشیدن های تو مرا چنین گنه کار کرد
-
یک طرح
سهشنبه 26 مرداد 1389 19:46
که می تواند به بزرگی من باشد؟ منی که در هیچ دلی جای نگرفتم
-
عشق ارزان
سهشنبه 26 مرداد 1389 19:41
اگه شده ام بهشت ارزان شده است چون قیمت نان وجان که یکسان شده است سر منشا کل آفرینش عشق است من فکر کنم که عشق ارزان شده است
-
یک رباعی بسیار عالی از قاصدک - چه فرقی دارد؟
سهشنبه 26 مرداد 1389 19:40
ما بوده ؛ نبوده مان چه فرقی دارد ما رفته ؛ نرفته مان چه فرقی دارد آواره یک خطای آدم شده ایم اصلا رگ وریشه مان چه فرقی دارد
-
رباعی از قاصدک
سهشنبه 26 مرداد 1389 19:37
ای کاش که در بدر شده گم بشویم آدم شده بی پدر شده گم بشویم ای کاش خدا فقط کمی حوصله داشت تا راهی این سفر شده گم بشویم
-
چشم بر خوشه های بی قرار
دوشنبه 25 مرداد 1389 19:50
به آسمان دوختم چشمانم را و با خودم برد... تا شب و تکثیر شد چشمانم در خوشههای بیقرار. و اکنون تو در همهی آن جاهایی هستی که آسمان سوراخ نیست! و چه کمپیدایی وقتی آسمانم غرق ستاره میشود در برهوت این خیال. احمد درفشی
-
شیخ شهر - قطعه ارسالی از طرف هومن شهرستانی
جمعه 22 مرداد 1389 18:59
از ما به شیخ شهر بگو دور دور توست بار دگر ردای ریا را به بر بکش تا مست و بیخبر به شبستان مسجدیم بر منبر مراد، هوار خبر بکش www.hooman-sh.blogfa.com
-
خراب آباد دل
سهشنبه 19 مرداد 1389 19:50
می رود از یادِ دل عشق آن فرهادِ دل می رسد فریادِ دل کی به دادِ دادِ دل؟ رفته ای از یاد دل عشق ای همزاد دل می روی سوی کجا؟ نا کجا آبادِ دل می رسد تا آسمان ناله و فریادِ دل می کند فریاد، دل بشنو این فریاد دل این خراب ابادٍ دل کی شود اباد،دل مانده تنها اب وگل از خراب ابادٍ دل
-
همه چیز در تنهایی
سهشنبه 19 مرداد 1389 19:44
همه چیز از تنهایی و با تنهایی شروع میشود، چه در رحم مادر برای دنیا چه در غار حرا برای خدا. احمد درفشی
-
تلخ و دوست داشتنی
سهشنبه 19 مرداد 1389 19:43
اگر چه تلخی و سوزنده اما تو نباشی، لذت شوق دیداری نیست. با همهی خودم دوستت دارم هجران! احمد درفشی
-
سیندرلا و هیولا
دوشنبه 18 مرداد 1389 19:25
خداوندا چه چیزا آفریدی جهانی را فریبا آفریدی برای دشمنانت سیندرلا برای ما هیولا آفریدی برای مرد اسلام پشم و پیله ژیلت را در اروپاآفریدی گذاشتی چون فریدام را در آنجا شعائر را در اینجا آفریدی تمام عالمان هستند آنجا برای ما تو ملا آفریدی
-
الا یا ایهالوافور
دوشنبه 18 مرداد 1389 19:00
الا یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها که ترک آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها ببوی محشری که از آن ممل افتاد در منقل زتاب دود مشکینش چه خون افتاد در دلها شب تاریک و بوی دود و وافوری چنین محشر کجا دانند حال ما پرستاران و دکتلها ( از نشئگی بود ببخشید) مرا در منزل قاضی چه جای امن چون هردم طرف فریاد می دارد که بر چینید منقلها...
-
غبار تسکین
دوشنبه 18 مرداد 1389 18:50
غبار تیره تسکینی بر حضور ِ وهن و دنج ِ رهائی بر گریز حضور. سیاهی بر آرامش آبی و سبزه برگچه بر ارغوان ای عشق ای عشق رنگ آشنایت پیدا نیست از شاعر عزیز ((فرید)) وبلاگ: www.golhayekaghazi.blogfa.com
-
کفر
دوشنبه 18 مرداد 1389 18:49
وقتی سخنی ز هر چه زیبا ست زدی رنگی به رخ هر آنچه پیداست زدی کفر است اگر که ما دعایت نکنیم حرف دل ما و هرچه می خواست زدی
-
وسوسه ی راه
یکشنبه 10 مرداد 1389 19:45
سال ها پیش که در سینه ی من جنگی بود که بمانم یا نه؟ باز با پنجره های بسته ، شعر پرواز بخوانم یا نه؟ با خودم می گفتم، مدتی خواهم رفت اگر از سحر خیالش جستم... اگر افسون نگاهش کشتم... باز بر خواهم گشت. روزها شب می شد، و همان شب ها روز و هنوز...من همان خانه ی اول بودم باز آواز بخوانم یا نه؟ تا که یک روز... ویا یک...
-
میلادیه
جمعه 8 مرداد 1389 19:15
میلادیه این روزا مد شده همه مولودی میگیرن منم میلادی گرفتم برج میلاد ز دست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد بسازم تیشه ای مانند فرهاد زنم بر پایه های برج میلاد از اون بالا دیدم خسرو تو کاخه واسه من یک رقیب خیلی شاخه با این که توپه وضعش صب تا شب کارش ناله است و آه و آخ و واخه از اون بالا دیدم شیرین...
-
قابل توجه
جمعه 8 مرداد 1389 18:36
دوستان عزیزی که شعر و سروده ای از شاعری غیر از شاعران انجمن فردوسی رباط کریم را دوست دارند در این وبلاگ درج و منتشر کنند لازم است دقت فرمایند منبع شعر ( اعم از کتاب - آدرس وبسایت به صورت کامل و نام نویسنده ) را نیز عرضه کنند تا ضمن رعایت اصل امانت داری اجحافی نیز در حق آن شاعران محترم اعمال نگردد. با تشکر
-
بوسه - ماهی
جمعه 8 مرداد 1389 18:29
در آب که شستی تن بی تابت را دیدند تمام رود ها خوابت را لبهام به شکل بوسه-ماهی شده اند بنداز درون آب قلابت را از جلیل صفربیگی
-
استاد ناشی سونا
جمعه 8 مرداد 1389 18:27
استاد غریق نجات ما ناشی بود از اهل قم و نواده کاشی بود این پت که لهیده برکف صورت من تقصیر کف سونا و نقاشی بود .
-
گنج لب
جمعه 8 مرداد 1389 18:25
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا بگویم تا ببوسد او سرو دست شما هارا بگو می بخشمش یکدم تمام آن چه می خواهد که او هر گزنمی داند نشاط شعر زیبا را بجز گنج لب شادی بود ارزانیش دنیا نمی داند که این شادی بسازد کل دنیا را
-
آیا دکتر شریعتی سارق شعر بوده است؟
چهارشنبه 6 مرداد 1389 12:53
شعری منسوب به استاد دکتر علی شریعتی فیلسوف بزرگ و انقلابی معاصر در نت منتشر و بسیار مورد استقبال قرار گرفته است . ما نیز این شعر را در وبلاگ خود منتشر کردیم اما نوع بیان ـ ریتم و آهنگ و وزن و نوع کلام این شعر نشان می داد باید از کس دیگری باشد. این مساله موجب شد تا با گردش در نت به شعری برسیم به نام ((کفرنامه)) از شاعر...
-
چند دوبیتی ناب و شاهکار از شاعر جنوب میدری
سهشنبه 5 مرداد 1389 19:46
بگردم دورت و سیرت بگردم اسیـــر دست زنجیرت بگردم چه میشد میشدم یک قاب چوبی؟ که عمری دور تصویرت بگردم دو] تب و لرز گسل میگیرم امشب شر و شور غزل میگیرم امشب خداحافظ ... برای آخرین بار خودم را در بغل میگیرم امشب سه] درختم که بهارم ته کشیده گل سرخ انارم ته کشیده برایم چند بوسه شارژ بفرست که بدجور اعتبارم ته کشیده چهار] که...
-
کشتی بی ناخدا
یکشنبه 3 مرداد 1389 19:58
دست دلم دست تو ، چشم دلم مست تو پای دلم بسته ی کوچه ی بن بست تو هرچه دلم پر گشود قفل قفس را گشود در دل بی آسمان هیچ به جز غم نبود مرگ دلم بی صداست دست دلم را بگیر با من عاشق بمان با من عاشق بمیر د ر دل چون سنگ تو نیست وفا ننگ تو نیست صدا در دل چنگ خوش آهنگ تو چون که دلم بی ریاست ، دلبر من بی وفاست این دل سر گشته ام...